هفته بسیار خوب با دوستامون
برای رادوین تو بازی کردن کلی ایده های خوب گرفتم از همین الان دوست دارم تو همه زمینه فعالیت کنه و استعدادشو کشف کنم . و دارم باهاش تو مسئله جغرافیایی کار میکنم اسم قاره ها و کشورهای مهم محل قرارگیری اینها رو تو نقشه پیدا میکنه . البته اطلس گرفتیم زدیم به دیوار با رنگ و لعاب خوب .تازه دو روزه که شروع کردم . پروژه بعدی اناتومی بدن هست . که بعدا عکسهاشو میزارم
بازی بعدی کاغذ بازیه

اینا رو با هم قیچی میکنیم شکل میسازیم

این عکسها رو رادوین میگفت که میمینا خانوم ازم هکس (عکس) بیگیر بزار تو ولاک (وبلاگ)





هر روز بوی کیک و غذای خونگی تو فضای خونه پیچیده
پسرم تو خونه به گل های کاکتوس خونه میرسه .
پسرم برای مامانش کتاب میخونه تا بخوابم !
پسرم ...
میدونم که میدونی
وقتی که هستی
من و بابایی قد میکشیم
مطمنم میدونی
من مینویسم ٬ بابا میخونه
نه برای ثبت خاطره ها
بلکه به شوق خلق احساس در لحظه های تو .
دوستت داریم یگانه هستی ٬ دوردونه ی ماما و بابا .
تک ستاره ما.
پنبه ی نرم و نازک ما ...بمون و بخند ..
این هفته ایی که گذشت ما خیلی سرمون گرم بود هفته خیلی خوبی بود چون همش با دوستان گذشت و احساس میکردم که پسرم دردونه ام داره لذت میبره 
چند روز تعطیلی که بود قرار گذاشتیم بریم سفر و چند روز تو کوه و دشت باشیم . ولی به خاطره سرمای هوا منصرف شدیم
و خواستیم از دوستان که همه بیان خونمون تا از نتهایی دربیاییم چون اصلا قصد نداشتیم از خونه بیرون بیاییم . و شب اول ارش و مژگان مهمونمون بودن و یه درخواست خودشون براشون کتلت مرغ گذاشته بودم و و رادوین تا 12 شب کنارمون بود و بعد از اون چون ساعت خوابش رسیده بود رفت خوابید . و تا 2 بیدار بودیم
.

اینجا رادوین داره میگه . میمینا خانوم Touch.. flower.
و فردا شبش هم متین و ملینا و مهسا مهمونمون بودن . و خیلی بهمون خوش گذشت .


این لباس خوشگل رو هم مامان کوروش جون و ملینا جون برات اوردن . ممنونم دوست خیلیییییییییییییییییییییییی عزیزو مهربونم محبوبه جون 

و روز اخر تعطیلات هم ملی جون زن دایی بابا احسان نذری میدادن و زنگ زد و گفت بیا خونمون . ما هم رفتیم اونجا کمی کمک کردیم .

و روز چهارشنبه ایی هم مامان کوروش جون و ملینا جون به همراه همسرشون افتخار دادن ناهار اومدن خونمون . خیلییییییییییییییییییییییی روز خوبی بود و رادوین و کوروش با هم بازی میکردن . کوروش جون ما هم در حال گوش کردن موزیک و همه حواسش یه ساز بود و همه ما رو شگفت زده کرده بود با استعداد زیادش 

اعاشق این عکسشون هستم البته این عکس خوشگل رو ملینا جون زحمت کشیده گرفته . دستت درد نکنه ملینا خانوم 


قربون اون نگاه قشنگتون بشم 

دوست داشتم بیشتر درکنار هم بودیم ولی متاسفانه وقت کم بود و مامان کوروش جون و ملی جون باید میرفتن مشهد 
امسال هم برای لاتاری شرکت کردیم و امیدوارم که شانس خوبی داشته باشیم 

عکسی که برای لاتاری فرستادیم . وای رادوین تو اتلیه زیاد همکاری نمیکرد .
روز شنبه برای چکاپ چشمم رفتم تهران و مجبور شدم رادوین رو بزارم پیش احسان و مامانم . و همه چیز عالی بود دیدم به 10 10 رسیده که دکترم میگفت که بسیییییییییییییییار خوب هست .
کلی خوشحال بودم . دوری تو ونک زدم و رفتم و جمهوری . گشت و گزاری کردم و راهی قزوین شدم .


این عکس رو خود رادوین گرفته و ازم خواسته بزارم تو وبلاگش.
هر کار جدیدی که میکنه دوربین رو برعکس میکنه سمت خودش play رو میزنه از خودش فیلم میگیره با عکس میگیره . از ماشینش و مداد رنگی هاش کلی عکس میگیره .

غذاهای نذری که میاوردن جلوی درمون یه پرس غذا هم نصیب فرند سگ عمو سامان شد. وایییییییییییی فکر کنم کلی ما رو دعا کرد اخه عمو سامان خونه نبود و و زنگ زد که فرد غذا نداره و ما هم یه بسته از اون غذا ها روبردیم پایین دادیم به فرد گرسنه . و کلی خودشو لوس کرد واسمون 


هفته بسیار خوب با دوستامون 





